محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

274

خلاصة الحكمة ( فارسى )

قطورات / قطور قُطُور : آنچه را از اشياى سياله كه در چشم و بينى و گوش و غير آن چكانند نامند و بدان كه قطورات در اذن بايد كه اكثر شير گرم باشند يعنى نيم گرم نموده در گوش بچكانند ؛ زيرا كه سرد آن مضر است . « 1 » قليه / قلايا قليه : كعطيه مايقلى من اللّحم المقطع فى القدر بلا واسطة . ج قلايا و قَلو بريان كردن من باب نصر فهو مقلوّ و من باب ضرب القلى فهو مقلى . « 2 » قليه چلاو / قليه برنج قليه برنج : به اصطلاح قدماى اطباى اهل فارس « پلاوى » را گويند كه گوشت آن را با روغن و پياز سرخ كرده ، پس آب در آن داخل كرده ، بپزند تا پخته شود و آب در آن به قدرى بايد كه برنج در آن پخته شود ، پس برنج را شسته در آب خيسانيده ، بر روى آن كرده ، دم مىدهند . و بعضى برنج را اول مثل آن كه چلاو مىپزند در آب پخته و آبكش نموده ، بر روى آن قليه كرده ، دم مىدهند . خواص : و اين غذايى صالح است از براى حفظ صحت و نافع است از براى صداع به مشاركت قلب به سبب سوء مزاج بلغمى يا سوداوى قلب چون بعد از تنقيهء خلط خورده شود و نيز غذايى موافق است از براى صداع حادث از ابخرهء متصاعده از معده به سوى سر . « 3 » قيروطى / قيروطيات قيرُوْطى : موم روغن را نامند و آن شامل مفرد و مركب است ؛ يعنى اعم از آن كه به تنهايى موم را با روغن گداخته خوب در هم نمايند ، خواه در هاون سنگى و خواه به

--> ( 1 ) . محمد حسين عقيلى خراسانى ؛ مجمع الجوامع ( قرابادين كبير ) ، ج 2 ، ص 438 . ( 2 ) . محمد بن يوسف الطبيب الهروى ؛ بحر الجواهر ، ذيل مادهء « قليه » . ( 3 ) . محمد حسين عقيلى خراسانى ؛ مجمع الجوامع ( قرابادين كبير ) ، ج 1 ، ص 195 .